خودكشي يا ارتباط جديد..شمابگين چه كاركنم ؟

مي دونين چه قدرسخته واسه آدمي كه داره تلاش مي كنه كسي رو كه بهترين خاطرات عمرش رو باهاش داشته رو فراموش كنه ولي محيط اطراف ،آدمايي كه باهات درارتباط هستن،حرف ها و... همه و همه دست به دست هم مي دن تا نه تنها نتوني فراموش كني بلكه روح و روان و اعصابت بد تر هم بشه،آدما و حرفهاشون بدتر داغونت مي كنن اگه بخواي بيخيال حرفهاي آدمابشي بايد خود آدمارو هم بي خيال بشي، بيخيال شدن اين آدما هم مساويه با بيخيال شدن همه چيز زندگيت يعني ديگه نبايد از در خونه بيرون بياي نبايد سركار بري نبايد باكسي ارتباطي داشته باشي كه اينجوري هم نمي شه زندگي كرد اينجور زندگي از مرگ هم سخت تره الان به جايي رسيدم كه مرگ رو ترجيح مي دم شايد اگه خودكشي گناه نبود تاحالا هزاران بارانجامش داده بودم تناقض عجيبيه مي گن مرگ حقه و حق هم گرفتنيه ولي خودكشي گناهه موندم چه كاركنم خيلي داغونم خيلي خيلي بيشترازاون چيزي كه فكرش رو مي كنين آخه مشکلات من فقط به همين جريان خلاصه نمي شه ولي تازماني كه بود آرامش وانرژي و اميد هم بود زماني كه رفت همه مشكلات و غم هام يه طرف اين هم يه طرف ديگه نبودنش باعت شده تانتونم مشكلات ديگه رو تحمل كنم خيلي ها هم بيرون از اينجا هم تواين دنياي مجازي بيشنهاد دادن كه بيا و يكي ديگه رو جايگزينش كن تا كمكت كنه كم كم فراموشش ولي ازبس گيرم وداغون نمي تونم به كسه ديگه اي فكركنم توخيابون خيلي وقتهابيش اومد يكي توجهم رو جلب كردولي فوري اون ميومدجلوي چشمم خيلي ها افرادمختلف رو معرفي كردن نه واسه ازدواجا فقط رفاقت چون حالاحالاهابه فكرازدواج نيستم ولي حتي حاضرنشدم ببينمش خلاصه كه موندم چه كنم اينكه بخوام باكسه ديگه اي ارتباط برقراركنم واسم راحته ولي ولي هركاري مي كنم نميتونم خودم رو راضي به اين كار كنم مگه ميشه آدم توزندگي 2نفررو دوست داشته باشه مگه ميشه خيلي راحت عاشق كسه ديگه شد ارتباطي كه اينجوري نباشه به دردنمي خوره بچه ها مي گن چطور اون تونست اينقدرراحت وبيرحمانه ..اونوقت توهنوز هم..ميدونم ديوونه هستم..يه ديوونه