مادر
مادر . . .
اسم قاشق را گذاشتی :
قطار . . . هواپیما . . . کشتی . . .
تا یک لقمه بیشتر بخورم . . .
یادت هست مادرم؟!
شدی خلبان . . . ملوان . . . لوکومتیو ران . . .
می گفتی بخور تا بزرگ بشی . . .
و من !
عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم . . . قورت دهم !
اسم قاشق را گذاشتی :
قطار . . . هواپیما . . . کشتی . . .
تا یک لقمه بیشتر بخورم . . .
یادت هست مادرم؟!
شدی خلبان . . . ملوان . . . لوکومتیو ران . . .
می گفتی بخور تا بزرگ بشی . . .
و من !
عادت کردم که هر چیزی را بدون اینکه دوست داشته باشم . . . قورت دهم !
حتی بغض های نترکیده ام را . . .

+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۱۹ ساعت 1:31 توسط یه دیوونه
|